• خانه
  • بلاگ ها
  • موتورسواری در تهران و شهرهای شلوغ؛ ۱۲ عادت که می‌تواند جانتان را نجات دهد
آموزش و نگهداری

موتورسواری در تهران و شهرهای شلوغ؛ ۱۲ عادت که می‌تواند جانتان را نجات دهد

موتورسواری در تهران و شهرهای شلوغ؛ ۱۲ عادت که می‌تواند جانتان را نجات دهد

موتورسواری در یک خیابان خلوت با موتورسواری در ترافیک تهران دو تجربه کاملاً متفاوت است.

در شهر شلوغ، شما فقط موتور را کنترل نمی‌کنید. هم‌زمان باید رفتار خودروها، تاکسی‌ها، موتورسواران دیگر، عابران، اتوبوس‌ها، چاله‌های آسفالت و ده‌ها اتفاق پیش‌بینی‌نشده را نیز مدیریت کنید.

اینجا سرعت بالا الزاماً نشانه مهارت نیست.

گاهی کسی که آرام‌تر حرکت می‌کند، فاصله بیشتری نگه می‌دارد و زودتر خطر را تشخیص می‌دهد، بسیار حرفه‌ای‌تر از موتورسوار سریعی است که دائماً مجبور به ترمز و تغییر مسیر ناگهانی می‌شود.

موتورسواری شهری خوب، بیشتر از آنکه به شجاعت نیاز داشته باشد، به پیش‌بینی، صبر و عادت‌های درست نیاز دارد.

۱. همیشه فرض کنید ممکن است راننده شما را ندیده باشد

این شاید مهم‌ترین عادت موتورسواری شهری باشد.

حتی اگر کنار خودرو هستید، حتی اگر چراغتان روشن است و حتی اگر فکر می‌کنید راننده مستقیم به سمت شما نگاه کرده، باز هم احتمال بدهید شما را ندیده باشد.

به‌خصوص وقتی کنار خودرو حرکت می‌کنید، مدت زیادی در نقطه کور آن باقی نمانید.

اگر احساس می‌کنید راننده ممکن است تغییر مسیر دهد، منتظر روشن شدن راهنما نمانید.

کمی فاصله ایجاد کنید.

سرعت را تنظیم کنید.

و خودتان را در موقعیتی قرار دهید که اگر خودرو وارد مسیرتان شد، گزینه دیگری داشته باشید.

۲. فاصله را فضای تلف‌شده نبینید

در ترافیک تهران، هر فاصله‌ای که ایجاد می‌کنید ممکن است چند ثانیه بعد با خودروی دیگری پر شود.

همین باعث می‌شود بعضی موتورسواران تقریباً به سپر خودرو جلویی بچسبند.

اما فاصله برای موتورسوار زمان تصمیم‌گیری است.

هرچه به خودروی جلویی نزدیک‌تر باشید، دیرتر متوجه خطر می‌شوید و فرصت کمتری برای ترمز یا تغییر مسیر خواهید داشت.

اگر کسی وارد فاصله شما شد، مسئله شخصی نیست.

دوباره فاصله ایجاد کنید.

هدف حفظ جایگاه در ترافیک نیست؛ هدف حفظ حاشیه اطمینان است.

۳. میان خودروها حرکت کردن را حق خودتان ندانید

توانایی عبور از فضای باریک یکی از مزیت‌های موتورسیکلت در ترافیک است.

اما همین مزیت می‌تواند تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین منابع خطر شود.

هر فاصله‌ای که از نظر فیزیکی موتور در آن جا می‌شود، الزاماً مسیر امنی نیست.

قبل از عبور از میان دو خودرو ببینید:

آیا فضای کافی دارید؟

آیا یکی از خودروها ممکن است تغییر مسیر دهد؟

آیا سرعت اختلافی شما زیاد است؟

آیا جلوی مسیر را می‌بینید؟

اگر شرایط را نمی‌بینید، صرفاً به این دلیل که موتورسوار قبلی عبور کرده، وارد نشوید.

مسیر هر موتورسوار باید توسط خودش ارزیابی شود.

۴. کنار تاکسی‌ها و خودروهای اینترنتی محتاط‌تر باشید

یک تاکسی ممکن است ناگهان مسافر ببیند.

مسافر ممکن است درخواست توقف کند.

راننده خودروی اینترنتی ممکن است هم‌زمان در حال نگاه کردن به نقشه یا پیدا کردن آدرس باشد.

این رفتارها الزاماً به معنی رانندگی بد نیستند؛ بخشی از ماهیت کار آن‌هاست.

اما برای شما یک پیام دارند:

احتمال تغییر سرعت یا مسیر ناگهانی بیشتر است.

وقتی کنار یا پشت چنین خودرویی حرکت می‌کنید، کمی فضای بیشتری برای خودتان نگه دارید.

۵. اتوبوس و کامیون را مثل یک دیوار متحرک ببینید

خودروهای بزرگ فقط سنگین‌تر نیستند.

آن‌ها دید شما و دید راننده نسبت به شما را نیز محدود می‌کنند.

وقتی کنار اتوبوس یا کامیون هستید ممکن است راننده شما را نبیند.

هم‌زمان شما نیز ممکن است عابر، خودرو یا خطری را که پشت وسیله بزرگ پنهان شده نبینید.

کنار آن‌ها معطل نشوید.

اگر شرایط امن است، از منطقه کور خارج شوید؛ و اگر نیست، عقب‌تر بمانید.

مخصوصاً هنگام پیچیدن کامیون و اتوبوس، فضای بیشتری در نظر بگیرید.

۶. از خودروهای پارک‌شده فاصله بگیرید

یک خودرو پارک‌شده می‌تواند در چند لحظه تبدیل به خطر شود.

ممکن است در باز شود.

خودرو بدون راهنما حرکت کند.

عابر از میان ماشین‌ها وارد خیابان شود.

کودکی ناگهان بیرون بیاید.

یا راننده بدون دید کافی دنده عقب بگیرد.

اگر امکان دارد، فاصله جانبی مناسبی ایجاد کنید.

و به نشانه‌ها توجه کنید:

راننده داخل خودرو، چراغ ترمز، روشن شدن چراغ‌ها، چرخ‌های متمایل و حرکت افراد داخل کابین.

۷. چراغ سبز به معنی «بدون خطر» نیست

در بعضی تقاطع‌های شلوغ، حتی وقتی چراغ شما سبز شده ممکن است خودرویی هنوز در حال عبور از تقاطع باشد.

پس با سبز شدن چراغ فوراً گاز ندهید.

یک نگاه کوتاه به طرفین می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

همچنین وقتی به چراغ سبزی نزدیک می‌شوید که مدت زیادی سبز بوده، احتمال تغییر آن را در نظر بگیرید.

تصمیم لحظه آخری میان عبور و توقف یکی از موقعیت‌هایی است که می‌تواند شما را به ترمز یا شتاب ناگهانی وادار کند.

۸. پشت خط عابر و تقاطع جایی بایستید که دیده شوید

هنگام توقف پشت خودروها، مستقیماً پشت مرکز سپر خودرو نایستید.

بهتر است موقعیتی داشته باشید که هم جلو را ببینید و هم در صورت نزدیک شدن خودرویی از پشت، فضای مانور داشته باشید.

در آینه‌ها وضعیت پشت سر را بررسی کنید، مخصوصاً تا زمانی که چند خودرو پشت شما متوقف نشده‌اند.

هنگام توقف نیز موتورسواری تمام نشده است.

بعضی خطرها دقیقاً وقتی اتفاق می‌افتند که تصور می‌کنیم «دیگر ایستاده‌ایم».

۹. آسفالت شهر را بخشی از ترافیک بدانید

در شهر فقط خودروها خطر نیستند.

سطح مسیر هم دائماً تغییر می‌کند.

چاله، شن، روغن، آب، دریچه فلزی، رنگ خط‌کشی، آسفالت وصله‌شده و دست‌انداز می‌توانند رفتار موتور را تغییر دهند.

به‌خصوص هنگام پیچیدن یا ترمز گرفتن، سطح لغزنده اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

مسیر دورتر را نگاه کنید تا فرصت تغییر خط نرم داشته باشید.

اگر در آخرین لحظه چاله را دیدید، ممکن است مجبور شوید مانور شدیدی انجام دهید که از خود چاله خطرناک‌تر باشد.

۱۰. در باران، همان راننده روز خشک نباشید

باران فقط خیابان را خیس نمی‌کند.

شرایط ترمز، دید، چسبندگی و رفتار خودروها را هم تغییر می‌دهد.

فاصله را بیشتر کنید.

گاز و ترمز را نرم‌تر استفاده کنید.

سرعت ورود به پیچ‌ها را کاهش دهید.

و روی خطوط رنگی، دریچه‌های فلزی و سطوح صیقلی محتاط‌تر باشید.

اگر دید شما از پشت طلق کلاه مناسب نیست، سرعت را با کیفیت دیدتان هماهنگ کنید.

قانون ساده است:

هرچه دید و چسبندگی کمتر، حاشیه اطمینان بیشتر.

۱۱. اجازه ندهید عجله دیگران، سبک رانندگی شما را تعیین کند

موتورسوار پشت سر بوق می‌زند.

خودرو کنار شما سرعت می‌گیرد.

یک موتورسوار از فاصله‌ای عبور می‌کند که شما مناسب نمی‌دانید.

هیچ‌کدام دلیل خوبی برای تغییر تصمیم شما نیست.

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تجربه، توانایی مقاومت در برابر فشار محیط است.

اگر فضا برای شما امن نیست، وارد نشوید.

اگر سرعت برایتان زیاد است، کم کنید.

اگر از انجام مانوری مطمئن نیستید، اجازه دهید نفر دیگر عبور کند.

خیابان مسابقه سنجش اعتمادبه‌نفس نیست.

۱۲. همیشه بدانید اگر مسیرتان بسته شد کجا می‌روید

این عادت به مرور باید ناخودآگاه شود.

وقتی پشت خودرو هستید، فقط به آن نگاه نکنید.

به اطرافش هم نگاه کنید.

اگر ناگهان ترمز کرد، آیا سمت راست فضا دارید؟

سمت چپ چه؟

آیا خودرویی کنار شماست؟

آیا جدول، عابر یا مانعی وجود دارد؟

قرار نیست همیشه تغییر مسیر دهید.

اما دانستن گزینه‌های موجود باعث می‌شود در لحظه خطر تازه شروع به جست‌وجوی راه فرار نکنید.

موتورسوار خوب فقط مسیر حرکتش را نمی‌شناسد؛ مسیر خروجش را هم می‌داند.

دشمن پنهان موتورسواری شهری: خستگی

یک ساعت موتورسواری در ترافیک سنگین از نظر ذهنی می‌تواند بسیار خسته‌کننده باشد.

شما دائماً در حال اسکن کردن محیط و تصمیم گرفتن هستید.

وقتی خسته می‌شوید، توجه کاهش پیدا می‌کند.

فاصله کمتر می‌شود.

عجله بیشتر می‌شود.

و اشتباه‌هایی که در حالت عادی انجام نمی‌دهید شروع می‌شوند.

اگر احساس می‌کنید تمرکزتان کم شده، چند دقیقه توقف می‌تواند تصمیم بسیار حرفه‌ای‌تری از ادامه دادن باشد.

تلفن همراه و موتورسواری ترکیب خوبی نیستند

نگاه کوتاه به صفحه موبایل ممکن است فقط دو ثانیه طول بکشد.

اما در همان دو ثانیه محیط اطراف شما تغییر کرده است.

اگر برای مسیریابی از تلفن استفاده می‌کنید، مسیر را قبل از حرکت تنظیم کنید و تا حد امکان از روشی استفاده کنید که نیاز به نگاه طولانی به صفحه نداشته باشد.

اگر لازم است پیام یا آدرس را بررسی کنید، توقف کنید.

خیابان جای مناسبی برای چندکارگی نیست.

صدای موسیقی نباید شهر را از شما پنهان کند

برای بعضی موتورسواران گوش دادن به موسیقی بخشی از لذت حرکت است.

اما اگر صدا آن‌قدر زیاد باشد که بوق، صدای نزدیک شدن خودرو یا سایر هشدارهای محیطی را نشنوید، بخشی از اطلاعات مهم اطرافتان را از دست داده‌اید.

در شهر شلوغ، گوش نیز بخشی از سیستم تشخیص خطر شماست.

یک توصیه مخصوص موتورسواران جوان

میان خودروها سریع رفتن ممکن است احساس مهارت ایجاد کند.

اما بخش بزرگی از مهارت واقعی در چیزهایی است که کسی در شبکه‌های اجتماعی متوجهشان نمی‌شود.

فاصله‌ای که ایجاد کردید.

تقاطعی که با احتیاط وارد شدید.

خودرویی که قبل از تغییر مسیرش آن را خواندید.

یا مانوری که تصمیم گرفتید انجام ندهید.

این‌ها شاید ویدئوی هیجان‌انگیزی نسازند.

اما همین‌ها باعث می‌شوند سال‌های بیشتری موتورسواری کنید.

یک توصیه برای موتورسواران تازه‌کار

اگر تازه شروع کرده‌اید، لازم نیست فوراً وارد شلوغ‌ترین خیابان‌ها شوید.

مرحله‌به‌مرحله پیش بروید.

ابتدا خیابان‌های خلوت‌تر.

بعد ساعات کم‌ترافیک.

سپس مسیرهای آشنا.

و در نهایت شرایط پیچیده‌تر.

هر بار فقط کمی محیط را سخت‌تر کنید.

این کار به شما اجازه می‌دهد مهارتتان سریع‌تر از اضطرابتان رشد کند.

تمرین Motosea: سه سؤال در هر موقعیت

هنگام حرکت گهگاه از خودتان بپرسید:

چه چیزی ممکن است الان خطر شود؟

اگر خطر شد، چه کار می‌کنم؟

فضای خروج من کجاست؟

این سه سؤال ساده بعد از مدتی تبدیل به یک عادت ذهنی می‌شوند.

و همان لحظه‌ای که بدون فکر کردن خطر را زودتر می‌بینید، متوجه می‌شوید موتورسواری شما تغییر کرده است.

جمع‌بندی Motosea

ترافیک تهران را نمی‌توانید کنترل کنید.

رفتار تمام رانندگان را هم نمی‌توانید تغییر دهید.

چاله‌های خیابان، عابران، تاکسی‌ها و اتفاق‌های غیرمنتظره نیز همیشه وجود خواهند داشت.

اما یک چیز تحت کنترل شماست:

فضایی که برای تصمیم‌گیری خودتان ایجاد می‌کنید.

کمی فاصله بیشتر.

کمی سرعت کمتر در نقطه نامطمئن.

دیدن چند خودرو جلوتر.

خارج شدن از نقطه کور.

و آمادگی برای اتفاقی که هنوز رخ نداده است.

توصیه Motosea

در شهر شلوغ، برای رسیدن چند دقیقه زودتر تلاش نکنید.

برای رسیدن سالم‌تر تلاش کنید.

بهترین موتورسواری شهری زمانی است که از مقصد پیاده می‌شوید و احساس می‌کنید مسیر کاملاً عادی بود.

چون بسیاری از خطرهایی را که می‌توانستند اتفاق بیفتند، قبل از وقوع مدیریت کرده‌اید.

در خیابان شلوغ، آرام بودن ضعف نیست؛ یک مهارت است.




جستجو تماس
چت ورود