• خانه
  • بلاگ ها
  • موتورسواری را از کجا شروع کنیم؟ راهنمای قدم‌به‌قدم برای کسی که هیچ تجربه‌ای ندارد
نقد و بررسی

موتورسواری را از کجا شروع کنیم؟ راهنمای قدم‌به‌قدم برای کسی که هیچ تجربه‌ای ندارد

موتورسواری را از کجا شروع کنیم؟ راهنمای قدم‌به‌قدم برای کسی که هیچ تجربه‌ای ندارد

اگر هیچ‌وقت موتورسواری نکرده‌اید، شروع کار ممکن است کمی گیج‌کننده باشد.

چه موتوری بخرم؟

اول کلاچ یاد بگیرم یا تعادل؟

اسکوتر بهتر است یا دنده‌ای؟

چقدر طول می‌کشد تا بتوانم وارد خیابان شوم؟

آیا زمین خوردن طبیعی است؟

و شاید مهم‌تر از همه:

از کجا بفهمم واقعاً آماده موتورسواری هستم؟

پاسخ کوتاه این است:

موتورسواری را نباید از خیابان شروع کرد.

باید از شناخت موتور، کنترل پایه، تمرین در محیط امن و افزایش تدریجی سختی شروع کرد.

این راهنما برای کسی نوشته شده که تقریباً از صفر می‌خواهد وارد دنیای موتورسواری شود.

مرحله اول: قبل از خرید، مشخص کنید چرا موتور می‌خواهید

اولین تصمیم شما انتخاب برند نیست.

حتی انتخاب حجم موتور هم نیست.

اول باید بدانید موتور را برای چه می‌خواهید.

رفت‌وآمد شهری؟

دانشگاه یا محل کار؟

تفریح آخر هفته؟

سفر؟

طبیعت‌گردی؟

آفرود؟

یا صرفاً تجربه موتورسواری؟

نوع استفاده، روی انتخاب تقریباً همه چیز اثر می‌گذارد:

نوع موتور، وزن، ارتفاع زین، گیربکس، هزینه نگهداری و حتی تجهیزات موردنیاز.

اگر هنوز مطمئن نیستید، اشکالی ندارد.

اما حداقل باید بدانید استفاده اصلی شما چیست.

مرحله دوم: قبل از موتور، تجهیزات را جدی بگیرید

بعضی تازه‌کارها می‌گویند:

«اول موتور رو می‌خرم، بعداً تجهیزات می‌گیرم.»

ترتیب بهتری وجود دارد.

از همان ابتدا بودجه‌ای برای تجهیزات ایمنی کنار بگذارید.

حداقل باید به این موارد فکر کنید:

کلاه کاسکت استاندارد و اندازه سر

دستکش مناسب

کفش یا بوت مناسب

لباس مقاوم

و در صورت امکان محافظ‌های مناسب بدن

تجهیزات فقط برای سرعت بالا نیستند.

بخش قابل توجهی از زمین‌خوردن‌های تازه‌کارها در سرعت پایین اتفاق می‌افتد.

مرحله سوم: موتور مناسب برای یادگیری انتخاب کنید

اولین موتور شما باید «معلم خوب» باشد.

یعنی:

وزنش قابل کنترل باشد.

ارتفاع زین مناسب شما باشد.

قدرتش قابل پیش‌بینی باشد.

کنترل‌هایش راحت در دسترس باشند.

و شما هنگام نشستن روی آن احساس اضطراب نکنید.

یکی از اشتباهات رایج این است که فرد برای اینکه «بعداً موتور برایش ضعیف نشود» از ابتدا سراغ گزینه‌ای بیش از نیازش می‌رود.

اما اولین موتور قرار نیست آخرین موتور شما باشد.

موتوری انتخاب کنید که امروز بتوانید روی آن یاد بگیرید.

بعداً همیشه فرصت ارتقا وجود دارد.

مرحله چهارم: قبل از روشن کردن موتور، آن را بشناسید

روی موتور بنشینید، بدون اینکه حرکت کنید.

محل این کنترل‌ها را پیدا کنید:

ترمز جلو

ترمز عقب

گاز

کلاچ

دنده

بوق

راهنما

کلید خاموش‌کن اضطراری

پایه جانبی

و نشانگرهای صفحه کیلومتر

باید بتوانید بیشتر این کنترل‌ها را بدون نگاه کردن پیدا کنید.

در خیابان فرصت ندارید هر بار دنبال کلید راهنما بگردید.

مرحله پنجم: تعادل را قبل از سرعت یاد بگیرید

اولین تمرین شما نباید سرعت باشد.

هدف باید این باشد که موتور را با آرامش حرکت دهید و متوقف کنید.

در فضای امن:

مستقیم حرکت کنید.

چند متر جلو بروید.

به‌آرامی توقف کنید.

دوباره حرکت کنید.

این تمرین ساده را آن‌قدر تکرار کنید که حرکت و توقف برایتان طبیعی‌تر شود.

مرحله ششم: اگر موتور دنده‌ای دارید، با کلاچ دوست شوید

برای بسیاری از تازه‌کارها، کلاچ سخت‌ترین بخش روزهای اول است.

اما اگر نقطه درگیری کلاچ را خوب یاد بگیرید، بخش بزرگی از اضطراب شما از بین می‌رود.

کلاچ را آرام رها کنید تا جایی که موتور شروع به حرکت کند.

دوباره بگیرید.

این نقطه را چندین بار پیدا کنید.

هدف سرعت گرفتن نیست.

هدف این است که دست شما یاد بگیرد موتور چه زمانی نیرو را منتقل می‌کند.

اگر اسکوتر دارید، همین تمرین را با کنترل بسیار نرم گاز انجام دهید.

مرحله هفتم: ترمزگیری را از همان روز اول تمرین کنید

خیلی‌ها اول حرکت کردن را یاد می‌گیرند و ترمزگیری جدی را به آینده موکول می‌کنند.

این اشتباه است.

در محیط امن از سرعت پایین شروع کنید.

یک نقطه برای توقف تعیین کنید.

با فشار تدریجی ترمز، موتور را متوقف کنید.

فرمان مستقیم باشد.

نگاه جلو.

بدن آرام.

این تمرین باید بارها تکرار شود.

ترمزگیری خوب چیزی نیست که در اولین موقعیت اضطراری تازه بخواهید آن را امتحان کنید.

مرحله هشتم: نگاهتان را از جلوی چرخ بردارید

تازه‌کارها معمولاً چند متر جلوی موتور را نگاه می‌کنند.

چون نگران افتادن یا برخورد هستند.

اما هرچه نگاهتان نزدیک‌تر باشد، فرصت تصمیم‌گیری کمتر می‌شود.

تمرین کنید سر را بالا بگیرید.

به جایی نگاه کنید که می‌خواهید بروید.

در پیچ، خروجی پیچ را ببینید.

هنگام مانور، روی مانع خیره نشوید.

موتورسواری خوب از نگاه خوب شروع می‌شود.

مرحله نهم: سرعت پایین را جدی بگیرید

اگر بتوانید موتور را آهسته کنترل کنید، بخش بزرگی از مهارت پایه را ساخته‌اید.

تمرین کنید:

با سرعت کم مستقیم حرکت کنید.

دایره بزنید.

دور کامل بزنید.

هشت انگلیسی انجام دهید.

در فضای محدود تغییر مسیر دهید.

و دقیق توقف کنید.

این تمرین‌ها شاید جذاب به نظر نرسند، اما دقیقاً همان مهارت‌هایی هستند که بعداً در ترافیک، پارکینگ و کوچه‌ها به کارتان می‌آیند.

مرحله دهم: زمین خوردن در سرعت پایین پایان دنیا نیست

بسیاری از تازه‌کارها حداقل یک‌بار موتور را هنگام توقف یا مانور آهسته می‌اندازند.

این اتفاق لزوماً به معنی بی‌استعدادی نیست.

مهم این است که دلیلش را بفهمید.

فرمان کامل چرخیده بود؟

ترمز جلو را در سرعت خیلی پایین گرفتید؟

وزن موتور از مرکز خارج شد؟

پا دیر به زمین رسید؟

اشتباه را تحلیل کنید.

نه اینکه فقط از آن خجالت بکشید.

مرحله یازدهم: خیابان خلوت، نه بزرگراه

وقتی کنترل پایه بهتر شد، مرحله بعد ورود تدریجی به محیط واقعی است.

اما مستقیم سراغ بزرگراه یا شلوغ‌ترین خیابان شهر نروید.

یک مسیر آشنا و خلوت انتخاب کنید.

ترجیحاً در ساعتی با ترافیک کم.

هدف این مرحله فقط تجربه چند موضوع است:

حرکت کنار خودروها

استفاده از آینه

توقف در تقاطع

حفظ فاصله

و توجه همزمان به موتور و محیط

اگر احساس کردید اطلاعات زیاد شده و تمرکزتان افت کرده، به محیط ساده‌تر برگردید.

مرحله دوازدهم: آینه‌ها را بخشی از نگاه خود کنید

نباید فقط وقتی قصد تغییر مسیر دارید آینه را نگاه کنید.

هر چند ثانیه باید تصویری کلی از اطراف خود داشته باشید.

چه کسی پشت سر است؟

خودروی سمت چپ کجاست؟

آیا موتوری در نقطه کور شماست؟

این کار بعد از مدتی تبدیل به عادت می‌شود.

هدف این است که کمتر غافلگیر شوید.

مرحله سیزدهم: نقطه کور را بشناسید

آینه همه چیز را نشان نمی‌دهد.

قبل از تغییر مسیر، بعد از بررسی آینه، یک نگاه کوتاه به نقطه کور انجام دهید.

همچنین خودتان هم مدت زیادی در نقطه کور خودروها نمانید.

یک قانون ساده:

اگر شک دارید راننده شما را دیده یا نه، فرض کنید ندیده است.

مرحله چهاردهم: فاصله را یاد بگیرید

یکی از نشانه‌های تازه‌کاری، نزدیک شدن بیش از حد به خودروی جلویی است.

فاصله یعنی زمان.

زمان برای ترمز.

زمان برای تصمیم.

و زمان برای پیدا کردن مسیر خروج.

اگر دائماً مجبور به ترمز ناگهانی هستید، احتمالاً خیلی نزدیک حرکت می‌کنید یا خطرها را دیر می‌بینید.

مرحله پانزدهم: تقاطع‌ها را با احتیاط بیشتری بخوانید

در تقاطع فقط چراغ را نبینید.

خودروها را ببینید.

عابران را ببینید.

خودرویی که قصد گردش دارد.

موتوری که از کنار خودرو عبور می‌کند.

و فضای پشت وسایل نقلیه بزرگ را.

حتی وقتی حق تقدم با شماست، آماده خطای دیگران باشید.

حق تقدم جایگزین پیش‌بینی خطر نیست.

مرحله شانزدهم: کم‌کم ترافیک را سخت‌تر کنید

وقتی مسیر خلوت برایتان راحت شد، کمی ترافیک اضافه کنید.

بعد مسیرهای ناآشناتر.

بعد شرایط پیچیده‌تر.

اما هر بار فقط یک سطح سختی اضافه کنید.

اگر همزمان با مسیر جدید، ترافیک شدید، شب و باران را تجربه کنید، حجم اطلاعات ممکن است بیش از حد شود.

یادگیری خوب تدریجی است.

مرحله هفدهم: شب و باران را جداگانه یاد بگیرید

موتورسواری شب مهارت دیگری است.

موتورسواری در باران هم همین‌طور.

دید کمتر می‌شود.

فاصله ترمز تغییر می‌کند.

سطح مسیر ممکن است لغزنده‌تر باشد.

وقتی در روز و هوای خشک به کنترل خوبی رسیدید، بعد وارد این شرایط شوید.

نه زودتر.

مرحله هجدهم: مسیر همیشگی خود را تمرین کنید

اگر موتور را برای دانشگاه یا محل کار خریده‌اید، مسیر واقعی خود را در ساعات کم‌ترافیک چند بار تمرین کنید.

تقاطع‌های خطرناک را بشناسید.

مکان چاله‌ها و دست‌اندازها را ببینید.

نقاطی که خودروها معمولاً تغییر مسیر می‌دهند پیدا کنید.

مسیر آشنا انرژی ذهنی کمتری مصرف می‌کند و برای شروع مناسب‌تر است.

مرحله نوزدهم: تحت فشار دیگران رانندگی نکنید

موتورسوار پشت سر بوق می‌زند؟

بگذارید رد شود.

دوستتان سریع‌تر می‌راند؟

اجازه دهید جلو برود.

خودرو پشت سر عجله دارد؟

در اولین فرصت امن راه بدهید.

سرعت دیگران نباید تعیین کند شما چگونه موتورسواری کنید.

این مسئله مخصوصاً در ماه‌های اول مهم است.

مرحله بیستم: از موتورسوار خوب یاد بگیرید، نه فقط باتجربه

سال‌ها موتورسواری لزوماً به معنی صحیح موتورسواری کردن نیست.

اگر قرار است از کسی یاد بگیرید، ببینید چگونه می‌راند.

آیا کلاه استفاده می‌کند؟

آیا فاصله دارد؟

آیا پیش‌بینی می‌کند؟

آیا دائماً ویراژ می‌دهد؟

آیا از سرعت برای نمایش استفاده می‌کند؟

مربی خوب کسی نیست که فقط بتواند سریع براند.

کسی است که بتواند توضیح دهد چرا یک تصمیم درست است.

چقدر طول می‌کشد تا موتورسواری یاد بگیریم؟

پاسخ واحدی ندارد.

ممکن است بعد از چند ساعت بتوانید موتور را حرکت دهید.

اما این با «موتورسوار شدن» فرق دارد.

کنترل پایه شاید در چند جلسه شکل بگیرد.

اعتماد در ترافیک ممکن است چند هفته طول بکشد.

پیش‌بینی خطر و تصمیم‌گیری خوب، حاصل ماه‌ها و سال‌ها تجربه است.

پس عجله نکنید.

هیچ نقطه‌ای وجود ندارد که ناگهان بگوییم:

«تمام شد؛ حالا همه چیز را بلدم.»

از کجا بفهمم آماده ورود به خیابان هستم؟

قبل از اولین ورود جدی به ترافیک بهتر است بتوانید:

بدون اضطراب حرکت کنید.

نرم توقف کنید.

دنده عوض کنید.

با سرعت پایین تعادل داشته باشید.

دور بزنید.

ترمز مؤثر داشته باشید.

راهنما بزنید بدون اینکه کنترل موتور به هم بخورد.

آینه را بررسی کنید.

و بخش قابل توجهی از توجهتان آزاد باشد تا محیط را ببینید.

اگر هنوز تقریباً تمام تمرکزتان صرف کلاچ، گاز و دنده می‌شود، کمی بیشتر در محیط امن تمرین کنید.

یک اشتباه مهم: خیلی زود ترک‌نشین سوار نکنید

تا وقتی کنترل موتور برای خودتان طبیعی نشده، مسئولیت یک نفر دیگر را اضافه نکنید.

وجود ترک‌نشین رفتار موتور را تغییر می‌دهد.

وزن بیشتر.

ترمز متفاوت.

تعادل متفاوت.

اگر هنوز در دور زدن، توقف و ترمزگیری کاملاً مطمئن نیستید، موتورسواری دونفره را به آینده موکول کنید.

اگر زن هستید...

مسیر یادگیری تفاوت بنیادی با مردان ندارد.

مهم تناسب موتور با قد، توانایی و تجربه شماست.

اگر کنترل وزن موتور سخت است، مدل سبک‌تری انتخاب کنید.

اگر ارتفاع زین مناسب نیست، گزینه دیگری ببینید.

اگر موتور دنده‌ای را دوست دارید، دلیلی وجود ندارد فقط به دلیل کلیشه‌ها از یادگیری آن صرف‌نظر کنید.

مهارت جنسیت ندارد.

اگر جوان هستید...

بزرگ‌ترین خطر بعد از چند هفته ممکن است ترس نباشد.

ممکن است اعتمادبه‌نفس بیش از حد باشد.

وقتی کنترل اولیه بهتر می‌شود، سرعت هم آسان‌تر می‌شود.

اما تجربه هنوز محدود است.

در این مرحله به‌جای سرعت، روی ترمزگیری، پیچیدن، کنترل آهسته و پیش‌بینی خطر تمرکز کنید.

توانایی موتور خیلی سریع‌تر از توانایی شما رشد نمی‌کند.

اولین ماه را چگونه بگذرانیم؟

یک برنامه خوب می‌تواند این باشد:

هفته اول: کنترل پایه و توقف

هفته دوم: دور زدن، مانور و ترمز

هفته سوم: خیابان خلوت و پیش‌بینی خطر

هفته چهارم: مسیر واقعی و ترافیک متوسط

اگر مرحله‌ای برایتان سخت است، بیشتر در همان مرحله بمانید.

تقویم مهم نیست.

مهارت مهم است.

سه نشانه پیشرفت واقعی

بعد از مدتی این تغییرات باید اتفاق بیفتند:

کمتر به کنترل‌های موتور فکر می‌کنید.

زودتر خطرها را می‌بینید.

حرکاتتان نرم‌تر شده‌اند.

اگر فقط سرعتتان بیشتر شده، اما هنوز ترمزهای ناگهانی، اضطراب در پیچ و غافلگیری در ترافیک دارید، پیشرفت اصلی هنوز باقی مانده است.

مسیر پیشنهادی مطالعه در Motosea

اگر تازه شروع کرده‌اید، بعد از این مقاله بهتر است به‌ترتیب این موضوعات را بخوانید:

«اولین موتورسیکلت من؛ قبل از خرید این ۱۰ نکته را بدانید»

«کلاه کاسکت فقط برای جریمه نشدن نیست»

«۷ مهارتی که قبل از سریع‌تر راندن باید یاد بگیرید»

«چرا بسیاری از تصادف‌های موتور قبل از برخورد شروع می‌شوند؟»

و در نهایت:

«۳۰ روز تا موتورسوار بهتر شدن»

هدف این است که خرید موتور پایان تحقیق شما نباشد؛ شروع یادگیری شما باشد.

جمع‌بندی Motosea

برای شروع موتورسواری لازم نیست شجاع باشید.

لازم نیست از روز اول سریع برانید.

و لازم نیست چیزی را به کسی ثابت کنید.

باید مرحله‌به‌مرحله پیش بروید.

موتور را بشناسید.

کنترل را یاد بگیرید.

در محیط امن تمرین کنید.

بعد وارد خیابان شوید.

و هرچه تجربه بیشتر شد، سختی محیط را افزایش دهید.

توصیه Motosea

اولین هدف شما نباید این باشد که:

«چطور سریع‌تر موتورسواری کنم؟»

هدف بهتر این است:

«چطور کاری کنم کنترل موتور برایم طبیعی شود و ذهنم برای دیدن خطرها آزاد بماند؟»

وقتی به این مرحله برسید، تازه موتورسواری واقعی شروع می‌شود.

آرام شروع کنید؛ خوب یاد بگیرید؛ سال‌های بیشتری از موتورسواری لذت ببرید.




جستجو تماس
چت ورود